برچسب: بین دو بی‌وطنی

بین دو بی‌وطنی (بخش چهارم)

نگارنده: داوود عرفان بوتسن؛ جایی میان رفتن و ماندن زمانی که کودک بودم، فالگیری کف دستم را خواند و گفت: «سرنوشت تو سرگردانی است؛ از شهری به شهری و از کشوری به کشوری. تو مسافر زمانی!» آن زمان، این حرف فالگیر مرا به وجد آورده بود. این‌که مسافر زمان باشم و شهر به شهر جهان… ادامه مطلب بین دو بی‌وطنی (بخش چهارم)

بین دو بی‌وطنی (بخش سوم)

نگارنده: داوود عرفان مالشویتس؛ زمستانی سرد و روزهایی کش‌دار دو سه روز از امضای آن پیشنهاد نگذشته بود که به ما خبر دادند فقط بیست دقیقه فرصت دارید تا به‌سرعت آماده شوید؛ قرار است به خانه‌ی جدیدتان نقل مکان کنید. خوشحال از این خبر، به‌سرعت به رتق‌وفتق امور پرداختیم و آماده‌ی رفتن شدیم. همسایه‌ها برای… ادامه مطلب بین دو بی‌وطنی (بخش سوم)

بین دو بی‌وطنی (بخش دوم)

نگارنده: داوود عرفان من هستی‌ام را جا گذاشته بودم… در ایران روزهای سختی را گذراندم؛ روزهای بیکاری، ترس از تمام شدن یا عدم تمدید ویزای تحصیلی و نهایتاً دری که از آلمان گشوده شد و توانستم به سوی این کشور پرواز کنم. زمانی که هواپیمای ایران‌ایر از فرودگاه تهران به مقصد هامبورگ برخاست، اشک از… ادامه مطلب بین دو بی‌وطنی (بخش دوم)

بین دو بی‌وطنی

نگارنده: داوود عرفان دیباچه بخش نخست: زاکسن؛ آن شرق رمزآلوده و پیچیدهمن شهروند جهان بودم… اکنون که از آن روزها و شب‌های دلهره می‌نویسم، قلبم تیر می‌کشد. درک آن شرایط برای کسانی مقدور است که جنگ را زیسته باشند. من اما عمری در جنگ پرورش یافته‌ام؛ کودک جنگم، جوانِ آوارگی و میان‌سالِ دربه‌دری‌ها. برای نوشتن… ادامه مطلب بین دو بی‌وطنی