دشمنی طالب با هرات از کجا سرچشمه می گیرد؟

نگاهی مختصر بر رفتار خشن و غیرمتعارف طالبان با مردم هرات

نگارنده: عبدالقدوس هراتی

رفتار سخت‌گیرانه، یک بام و دو هوا و متعصبانه حکومت محلی طالبان با شهروندان هرات همیشه مایه نگرانی بوده و فشار بسیار زیادی را بر ساکنان این شهر وارد آورده و زیرساخت‌های فرهنگی و اقتصاد محلی مردمش را تا مرز فروپاشی پیش برده است. این فشارها که همیشه از مرجع دین و شریعت معرفی می‌شوند، اقتصاد مردم بومی را از طریق کشیدن دست‌شان از کار و تجارت‌های کوچک به بهانه‌های مختلف و سپردن این تجارت‌های کوچک و محلی به حامیان خودشان که از ولایت‌های جنوبی به این شهر گسیل شده‌اند، به مرز ورشکستگی کشانده است. برای شروع، چند مثال از این فشارها را یادآوری می‌کنم تا موضوع روشن‌تر شود.

به بهانه شلوغی و بی‌نظمی شهر، سه‌چرخه‌ها (ریکشاها) را از سطح شهر جمع‌آوری نموده، بعد از پنج روز با پرداخت ۴۰۰ افغانی آزاد می‌سازند. در این سلسله، با تعجب می‌بینیم که سه‌چرخه‌داران کم‌کم همه پشتون‌های جنوبی شده‌اند که حتی زبان نمی‌دانند، چه رسد به آدرس.

از نمونه‌های دیگر می‌توان از سخت‌گیری بیش از حد در پروسه‌های اداری نام برد. اگر روزی کارتان به ولایت و شعبه معاونش کشیده شود، مجبور می‌شوید از فیلتر ریش و پشتو عبور کنید. وی که ظاهراً یک بیمار روان‌پریش است، به نگهبانان شعبه‌اش دستور داده که به کسی که ریش بلند ـ کاملاً بلند به سبک طالبانی ـ ندارد و پشتو بلد نیست، اجازه ورود ندهند.

مثال دیگر، تنگ ساختن فضای کاری مؤسسات امدادرسان است. در حالی که این مؤسسات در تمام ولایات کشور تقریباً با فراغ بال کار می‌کنند، کارشان در هرات با چالش‌های جدی روبه‌رو است؛ در حدی که سازمان ملل متحد طرح توقف کمک‌ها در هرات را تحت بررسی قرار داده است.

همچنان سخت‌گیری با رستورانت‌ها، محلات عمومی میله و حتی گشت‌وگذار مردم در شهر به حدی است که گاه خانواده‌ها از ترس بی‌حرمتی ایادی خشن و بی‌ادب حکومتی، مجبور می‌شوند با در دست داشتن نکاح‌نامه بیرون بروند.

سؤال اساسی در این مقاله این است که مشکل طالب با هرات و مردمش در چیست و از کجا منشأ می‌گیرد.

اگر نگاه کوتاهی به تاریخ بیندازیم، استعمار انگلیس برای شکل دادن افغانستان امروزی، گوشه‌هایی از اقوام مختلف را از موطن اصلی‌شان قیچی و به سرزمینی که می‌خواستند برای بادیه‌نشینان پشتون بسازند، اضافه کردند. هرات از جمله سرزمین‌هایی بود که بارها به آن لشکرکشی کردند، ولی هر بار دیری نمی‌پایید که هرات دوباره به سرزمین مادری برمی‌گشت. تا این‌که انگلیسی‌ها بندر هرمز در خلیج فارس را اشغال و حکومت وقت قاجار را مجبور به امضای سند جدایی هرات نمودند.

میراث انگلیسی‌ها به حاکمان همیشه پشتون افغانستان، برخورد تبعیض‌آمیز با هرات و مردمانش بود. این تبعیض هرات را عملاً به فرزند یتیم افغانستان تبدیل کرد و هیچ‌گاه اعتماد مناسبی بین حکومت مرکزی و مردم هرات ایجاد نشد. به این ترتیب، انگلیس‌ها سفارش کردند تا بخشی از قبایل جنوب را به هرات بکوچانند تا بافت جمعیتی آن به نفع جریان حاکم و دست‌نشانده انگلیسی‌ها تغییر نماید.

با وجود مهاجرت اقوام بارکزی، نورزی، پوپل، علیزی، اچکزی و … از قندهار، اوروزگان و هلمند، ناقلین بعد از گذران زندگی در این شهر و آشنایی با فرهنگ نرم، غنی و همدیگرپذیر مردم صبور هرات، جذب آن شدند و با آغوش باز ارزش‌هایش را پذیرفته و امروز از شهروندان متمدن این شهر می‌باشند. شوربختانه حضور عده قابل توجهی از اقوام پشتون در هرات هم نتوانست آن را به چشم حاکمان نزدیک کند و اعتماد ایجاد کند و این‌گونه هرات برای همیشه انگشت ششم به جا مانده است.

در دوران معاصر، این تبعیض‌ها از زمان داوود جان تازه‌ای گرفت و در زمان غنی به اوج خود رسید؛ تا جایی که هیچ بودجه‌ای، حتی بودجه تنظیف شاروالی را نیز تأیید نمی‌کرد و شهروندان شاهد تجمع ده‌ها تن زباله در کنار سرک‌ها بودند. شاید بازداشت و به زندان انداختن تنها شاروالی که قصد خدمت به بافت شهری را داشت، گواه مهم دیگری از عمق این تبعیض‌ها باشد.

بنابراین تنفر از هرات و بیگانه دیدنش، ریشه در تاریخ این سرزمین و ساختار بیمارش دارد و طالب تنها به ادامه همان پروژه مأمور است.

از دیدی دیگر، شاید تفاوت‌های قومی و لسانی دلیل اصلی تضاد طالب با هرات و هراتیان باشد. اما با نگاهی عمیق‌تر، درمی‌یابیم که این دشمنی ریشه تمدنی نیز دارد.

طوری که گفته آمد، قشر قابل توجهی از پشتون‌های اصیل در هرات زندگی می‌کنند و از ارزش‌های فرهنگی و تمدنی‌اش مالکانه حفاظت می‌کنند. پس تضاد قومی، به تنهایی نمی‌تواند توجیه‌کننده این تنفر عمیق حکومت از هرات شود.

طالب از قبایل صحرایی و جنوبی می‌آید و هرچه تا حال دیده و شنیده، نورم‌های حاکم بر آن جوامع است.

جوامعی که متأسفانه به دلیل خیانت حکومت‌های پیشین، فساد و سوءاستفاده از منابع، هیچ‌گاه فرصت آن را نیافتند تا از لاک بدویت و خوی صحرایی بیرون آیند. همین خوی قبیله، توجه استعمارگران را جلب نموده تا از این مردم ساده‌دل سوءاستفاده کنند.

آنچه در حوصله این مقاله می‌گنجد، این است که تفاوت در زبان، گویش، پوشش و رفتار بین مردان قبیله و مردم شهر هرات، مخصوصاً نقش و حضور زنان در خانواده و جامعه، که تفاوتی فاحش با فرهنگ صحرانشینی دارد، به دستاویزی برای بازی‌گردان‌های پشت پرده تبدیل شده تا آن را به شدت زشت‌انگاری نموده، گناه پنداشته و غیرشرعی تلقی نمایند. در حالی که شریعت اسلام و کتب فقهی هیچ مخالفتی با آنچه مردم باعزت هرات می‌پوشند و می‌گویند، ندارند. از طرفی هیچ سند معتبری وجود ندارد که لباس مردم جنوب به اصطلاح شرعی باشد، چرا که پیامبر و اصحاب‌شان مسلماً لباس عربی می‌پوشیدند. پس هیچ قداستی در نوع پوشش طالبانی وجود ندارد تا به آن وجهه و هویت شرعی بخشید.

تفاوت تمدنی فاحش دیگر، نقش زن باسواد و بادرایت هراتی در خانواده و جامعه است که در تضاد مستقیم با شناخت مردان قبیله از زن قرار می‌گیرد. در نگاه قبیله، زن موجودی ملوث و عامل فساد و تباهی مرد است. ارزشی در خانواده ندارد و حضورش در هر جا و مکانی سبب آشفته‌گی و فحشا می‌شود. گویی به همین علت در قبیله به زنان «حیوان» یا «بز» گفته می‌شود. در حالی که در هرات زنان نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند، به بلندترین درجات علمی می‌رسند، تخصص دارند، هویت مستقل دارند، مسئولیت‌پذیرند و حتی در درآمد خانواده نقش دارند.

در صدر اسلام نیز زنان با نام خودشان شناخته می‌شدند، در بازار مدینه حضور داشتند، در مساجد حضور داشتند، در جنگ‌ها شرکت می‌کردند و پیامبر و خلفای راشدین بارها با زنان آگاه و عاقل مشورت کردند. وقتی خداوند آیات میراث را نازل فرمود و به عرب جاهلیت دستور داد تا به زنان میراث بدهند، بسیاری برآشفتند و اعتراض کردند و پیامبر چه سختی‌ها کشید تا آن قائله ختم شد.

بسیار عجیب است که مردان قبیله هیچ حرمتی به مادران خود و هیچ عاطفه‌ای به دختران خویش نشان نمی‌دهند.

دلیل دیگر احتمالاً در ماهیت وجودی طالب و دیگر فرقه‌های متوحش افراطی نهفته باشد و آن چیزی نیست به جز سیاست اسلام‌ستیزی یهود که با درایت و سیاست توانسته مار را در آستین خود جامعه اسلامی بپرورد.

رفتار خشن و توهین‌آمیز به خانواده، تحقیر پدر و مادر در مقابل فرزندان، تبعیض غیرانسانی بین فرزندان پسر و دختر و تحقیر یک جامعه متمدن مثل هرات به بهانه اسلام و با ابزار شریعت، باعث سست شدن پیوندهای نسل جدید با دین می‌شود و دیری نخواهد پایید که بساط دین از جامعه رخت برخواهد بست.

بسیاری از علمای دین و حتی برخی از کبار طالب که اندکی سواد دارند، این موضوع را به خوبی درک کرده و حتی گاه علناً ابراز داشته‌اند. اگرچه ملاهای بی‌غیرت هراتی هیچ‌گاه جرئت ابراز نظر و حتی بیان متن شریعت را نیز نداشته‌اند. اما واضح است که مأموریت طالب خدشه‌دار کردن وجهه اسلام و ایجاد تنفر از دین است و بنابراین هیچ‌کدام‌شان نمی‌توانند ملای کلان را قانع بسازند که این رفتار نه تنها شرعی نبوده، بلکه کاملاً غیرشرعی و غیرانسانی است. از نگاه هر انسان مؤمن و آگاهی، حجت در کتاب خدا واضح است و آن چیزی نیست مگر موعظه حسنه. حال عده‌ای می‌شنوند و عمل می‌کنند، ولی همان‌گونه که خدا در قرآن می‌فرماید، اکثراً نمی‌شنوند، ایمان نمی‌آورند و عمل نمی‌کنند.

اگر اعمال زور و خشونت می‌توانست جامعه را مؤمن بسازد، شاهد چادرسوزی در جمهوری اسلامی ایران نمی‌بودیم. بعد از پنجاه سال حکومت اسلامی، میلیون‌ها نفر که از پدر و مادر مسلمان تولد شده‌اند، دیگر ابراز به ایمان نمی‌کنند. مگر طالب از سپاه جمهوری اسلامی قوی‌تر و معتقدتر است؟

و حرف آخر این‌که، آنانی که به افغانستان چشم دارند، آن را سرزمینی برهوت می‌خواهند با چند خیمه سیاه و چند بز و زنانی که بز می‌دوشند و مردانی که کلاشینکوف بر شانه دارند و برای نبردی دیگر مهیا می‌شوند. حمایت از طالب نیز بر همین منشور استوار است. پس جایی مثل هرات با مکاتب و دانشگاه‌های فعال، محیطی زنده و پویا برای پیشرفت علمی و اقتصادی و سرزمینی آزاد و همدیگرپذیر، می‌تواند مانع اصلی برنامه‌های بدخواهان این سرزمین باشد. پس مبارزه با چنین مردمی که هنوز دم از تمدن و علم و همدیگرپذیری می‌زنند، از اهم واجبات است و اینجاست که دوباره سلاح شریعت از غلاف کشیده می‌شود تا آخرین رمق‌های یک تمدن به خاک و خون کشیده شود و طالب مسئول و مجری این طرح است.

بنابراین ریشه دشمنی طالب با هرات تنها به لسان و نوع پوشش هراتی‌ها محدود نبوده، بلکه دلایل عمیق‌تر و اساسی‌تر تاریخی و هویتی دارد. ریشه اصلی آن شاید در مأموریت طالب در نابودی زیرساخت‌های هویتی و تمدنی نه تنها در هرات، بلکه در سراسر افغانستان باشد.

در این بین، هرات که لقب بام افغانستان را به دوش می‌کشد، محراق توجه ماشین تخریب طالب بوده که با تمام قوا سعی در نابودی آن دارد.

آدرس کوتاه : https://gozaare.com/?p=2783

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *